کد خبر: 15382
تاریخ انتشار: اردیبهشت 5, 1405شهید دکتر لاریجانی به تمام معنا فیلسوف بود
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، نشست تخصصی با عنوان «قانون و قانونگذاری در فلسفه افلاطون در منظومه فکری شهید دکتر لاریجانی» با حضور دکتر قاسم بابائی، در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد. در این نشست، ماهیت و مولفه های قانون از منظر افلاطون با منظومه فکری دکتر شهید لاریجانی مورد بررسی قرار گرفت. بابائی در این نشست با تشریح ماهیت قانون بیان کرد که یکی از چالشهای دیرپای در حوزه فلسفه حقوق، چالش در تبیین مفهوم و مؤلفههای قانون است؛ چالشی که تفکر اندیشمندان در جهان غرب و جهان شرق را به خود مشغول کرده است. افلاطون قانونگذاری را هنری در زیرمجموعه سیاست بیان کرد. ایشان در رساله گرگیاس سخن سقراط را درباره قانون بیان و آنرا هنری در قبال هنر سلامتی تن میداند. افلاطون بر این باور بود که بهترین قانون آن است که بتوان بهوسیله آن، فضایل اخلاقی، به خصوص حکمت، خویشتنداری، شجاعت و عدالت را به دست آورد. چنین قانونی در جهان محسوسات، کاملترین نمونه از مثالِ قانون در عالَم «مُثُل» خواهد بود. بابائی بیان داشت که منظومه فکری افلاطون در بخش قانون را در دو سطح متفاوت میتوان تحلیل کرد. چیستی قانون در نگاه افلاطون از جهت ماهوی در چهارچوب نظریه اخلاقی شکل میگیرد و از جهت شکلی در گونه فرمان و تصمیمها و دستورهای یک جامعه است ومی توان گفت قانون فرمان خرد بهسوی کسب فضیلت است. چنانکه در رساله مینوس که به افلاطون منتسب است از زبان سقراط بیان میکند که قانون تصمیم جامعه است و باید آن را نیک شمرد و در طلبش بود. مؤلفههای ذاتی قانون بابائی به بررسی مولفه های ذاتی قانون پرداختند و با بیان منظومه فکری دکتر شهید لاریجانی بیان داشتند که مؤلفههای ذاتی اوصافی هستند که بدون آنها اساساً قانون تشکیل نمیشود که میتوان به اوصافی مانند عدالت، معقولیت الزامآوری، عمومیت … اشاره کرد. عقلانیت قوانین یکی از مؤلفه های مهم قانون از منظر افلاطون است. اصطلاح عقلانیت قوانین شامل قانونگذار عاقل و قوانین عقلانی است. عقلانیت در قانونگذار بدین معناست که قانونگذاری درشان کسی است که بتواند به همه حقایق دسترسی داشته باشد و این درشان فیلسوف است. عقلانیت قوانین بدین معناست که قانون باید بر اساس دادههای عقل بشری تنظیم شود و محتوای قانون باید عاری از توهمات و امور غیرعقلانی باشد و لازمه آن توجه به مصلحت عموم مردم است. افلاطون بر همین اساس محتوای قانون را وقتی عقلانی میداند که ناظر پرمنفعت عمومی و مشترک تمام شهروندان باشد ما قوانینی که به خاطر آنچه مشترک برای تمام پیرهای کنونی و شهر است وضع نشده باشند قانون نمیدانیم. به عقیده ما قوانینی که فقط برای تأمین منافع گروهی خاص وضع میشوند درخور تمام قانون نیستند بلکه اساسنامه یک گروه یا حزب هستند و حقی که بر پایه آنگونه قوانین استوار باشد پوچ و بیمحتواست. توجیه عقلانی در قانون یکی از مؤلفههای مهم قانون، از نظر افلاطون توجیه عقلانی قانون است، به تعبیری در قانونگذاری باید توجیه عقلانی یا بهعنوان مقدمه قانون و یا در نص قانون ذکر شود، زیرا زیست عقلانی رکن تربیت است و تا وقتی جامعه برای قانون توجیه عقلانی نداشته باشد نمیتواند به آن پایبندی نشان دهد و قانونگذار هم نباید فعلی را توصیه کند که از جنبه عقلانی توجیه نداشته باشد و این امر از ویژگیهای ممتاز نظام قانونگذاری افلاطونی است که اقناع جامعه درزمینه قانون، جزء لوازم زیست قانونمند لحاظ شده است. افلاطون در راستای توجیه عقلانی و عقلانی بودن قانون دو امر را در نظام قانونی مدینه فاضله ضروری میداند: قانونگذاری درست و از سر بصیرت و حکمت؛ و توجیه آن برای مردم. قانون در مسیر عدالت از نظر افلاطون مبنای مهم قانونگذاری عدالت است، عدالت را افلاطون به معنای تبعیت از قوانین کشور معنا میکند، قوانین باید بهگونهای طراحی شوند که خیر عمومی را تأمین کنند، اساس کتاب جمهوری افلاطون بر نحوه تحقّق عدالت در مدینه فاضله است بنابراین طبیعی است که در قانونگذاری مبنا عدالت باشد و ازنظر افلاطون عدالت توسط حاکمان خردمند چیزی جز خیر عمومی نیست چراکه مأموریت اصلی حکیم حاکم تربیت جامعه به نحو عادلانه و اداره آن بر اساس خیر عمومی است. سادگی قانون مؤلفه دیگر قانون تدوین صحیح قانون عاری از هرگونه پیچیدگی است و باید قانون باید در قالبی از کلمات ریخته شود که بهطور روشن و صریح بر مقصود قانونگذار دلالت کند. عدم تورم قوانین یکی دیگر از مؤلفههای قانونگذاری پرهیز از کثرت قوانین و قانونگذاری است که لازمه آن محدود کردن قوانین در موضوعان مختلف است، در ادبیات قانونگذاری از کثرت قوانین به با عنوان «تورم قوانین» یاد میشود. تورم قوانین ازنظر افلاطون مخل شخصیت افراد و نامناسب برای جامعه بوده و خود آشفتگی در جامعه ایجاد میکند که نتیجه آن با نداشتن قانون یکی است. دکتر بابابی در بخش مؤلفههای عرضی قانون بیان داشت که دکتر لاریجانی بر این باور بودند که باید قانون کارآمد باشد. قانون کارآمد قانونی است که بدون آنها قانون شکل میگیرد ولی کارآمد نخواهد بود که میتوان به اوصافی مانند: تزکیه جامعه از برداشتهای غلط، الزام به آموزش قانون و مفید بودن اشاره کرد. از نظر افلاطون بحث قانونگذاری در جامعهای قابل تحقّق است که چند ویژگی داشته باشد: (1) جامعه آزاد باشد یعنی در حکومتهای دیکتاتوری بحث قانون مضحک است. (2) جامعه با خود هماهنگ باشد، به نظر این فیلسوف جامعهای که دچار هرجومرج است نظیر دمکراسیهای آن زمان و یا دچار شکافهای اجتماعی است که زمینه و بستر قانونگذاری در آن وجود ندارد نمیتوان بحث جدّه در باب قانونگذاری داشت. (3) جامعه روشنبین باشد، یعنی جامعهای که هدفی کمالی ندارد و یا سعایتپیشه نیست بلکه بر اساس امیال حرکت میکند، قانونگذاری وجه صحیح پیدا نمیکند؛ چون مستمراً در حال تغییر بهحسب امیال و هوسها است و ذات قانون اقتضاء ثبات میکند. در نگاه افلاطون تحقق قانونگذاری در بستر آلوده ممکن نیست و ابتدا باید پذیرش و باورمندی به قانون در میان مردم شکل بگیرد. زیرا ایجاد مدینه فاضله از نقطه صفر ممکن نیست یعنی جوامع غالباً با زیست اجتماعی نادرست وجود دارند و به نحوی در حال «شدن» هستند. از نظر افلاطون ابتدا باید روح جمعی جامعه از برداشتهای غلط گذشته پاک گردد تا زمینه برای زیست قانونمند را پیدا کند چون ازنظر او، فیلسوف در زمین نامساعد بذر تفکّر صحیح را نمیکارد و اگر چنین کند، به کژی نهالها رشد مینماید. بنابراین قبل از اینکه جامعه بر اساس قانون اداره شود باید روح جامعه بهنوعی تزکیه برسد؛ یعنی فیلسوف، نخست روح جامعه و روح یکایک آدمیان را چون لوحی میشوید و پاک میکند و البته این کار آسان نیست. افلاطون میگوید، چنانکه میدانی نخستین فرق اینان (فلاسفه) با دیگر قانونگذاران همین است که اینان اگر فرد یا جامعهای چون لوحی پاک به دستشان سپرده نشود، یا خود نخست آن را پاک نسازند، دست به هیچ کاری نمیزنند و هیچ قانونی وضع نمیکنند (افلاطون 1398 جلد 2 ص، 501) چون افلاطون برخی از سنّتهای جامعه را با کژی همراه میداند که سوفسطائیان با کمک شاعران آنها را در جامعه رایج نمودهاند تا گاه به مقاصد سیاسی خود از این طریق مدد رسانند و لذا اصلاح این سنن را ضروری میداند. بابائی در بخش نهایی به بررسی اهداف قانون در منظومه فکری اقلاطون پرداخت و گفت که اهداف قانون از منظر افلاطون عبارتند از: زندگی سعادتمندانه. نظم و انسجام در جامعه ترویج فضائل اخلاقی و تربیت شهروندان است. «جنگهای شناختی» نوعی عملیات است که با هدف اثرگذاری بر آگاهی و رفتار دشمن طراحی میشود. این نوع جنگ از ابزارهایی متنوع مانند رسانهها، شبکههای اجتماعی، فرهنگ و سیاست بهره میگیرد تا بر افکار عمومی و ذهنیت دشمن تأثیر بگذارد یا آن را دستکاری کند. ودر حقیقت جنگ های شناختی تلاش در مهندسی اذهان عمومی مخاطبین است. جنگهای شناختی در همه ادوار تاریخ به شکل های مختلف وجود داشت که می توان نمونه انرا در جریان مبارزات اهل بیت(ع) مشاهده کرد اما در عصر حاضر با کمک دانش های جدید مانند هرمنوتیک و با کمکگیری از علوم شناختی ظهور جنگ های شناختی نظام مند شده است. جنگ شناختی در عصر امام رضا(ع) با پیچیدگی خاصی همراه بود و در تقابل با خاندان عباسی بود که امام رضا(ع) با بهره گیری از راهبردهایی مانند قبول ولایت عهدی در حاشیه قدرت، سلب حق دخالت از خود و سلب مشروعیت خلافت عباسی، جنگ شناختی متفاوتی را مدیریت میکرد. دوره امام رضا علیه السلام دوره متفاوتی است زیرا با فردی مانند مامون عباسی مواجه است که در تلاش است با جنگ نرم و با قدرت نرم به مبارزه با امامت بپردازد. امام رضا در این دوره با حضور گسترده در مناظرات و در تشریح تفاوت خلافت و امامت در تلاش است تا اثبات کند که امتداد امامت در خاندان عباسی نیست. امام رضا علیه السلام در این جنگ شناختی از چند راهبرد استفاده میکند: خنثی سازی مهندسی ادراک استاد در ادامه به بیان روایت ابن حمزه طوسی (رضواناللهتعالیعلیه) در کتاب الثاقب فی المناقب، اشاره کرد: عن محمد بن العلاء الجرجانی، قال: حججت فرایت علی بن موسی الرضا (علیهالسّلام) یطوف بالبیت، فقلت له: جعلت فداک، هذا الحدیث قد روی عن النبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم): من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه”. قال: فقال: نعم، حدثنی ابی، عن جدی، عن الحسین بن علی بن ابی طالب (علیهمالسّلام) قال: قال رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم): من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه. قال: فقلت له: جعلت فداک، ومن مات میته جاهلیه. قال: مشرک؛ محمد بن علاء جرجانی گفت: در زمان حج، امام رضا (علیهالسّلام) را در حال طواف دیدم، به ایشان گفتم: فدایت شوم، این روایت از پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است» نقل شده است؟ امام فرمود: بلی، پدرم، از جدم، از حسین بن علی، از علی بن ابیطالب (علیهمالسّلام) نقل فرمودند که رسول گرامی اسلام فرمود: «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است». محمد بن علاء گفت که از امام سؤال کردم: فدایت شوم، مراد از مرگ جاهلی چیست؟ فرمود: یعنی مشرک مرده است. امام در این روایت در تلاش است تا به مفهوم «امام زمان» هویت ایمانی بدهد و آنرا از سطح سیاسی جدا کند. شهید بزرگوار دکتر لاریجانی به تمام معنا فیلسوف بود. فیلسوف در بخش حکمت نظری و حکیم در بخش حکمت عملی… شخصیت فیلسوفانه و دقت نظری ایشان در مقاله مشترک «قانون و قانونگذاری در فلسفه افلاطون» که اخیرا برای فصلنامه حقوق اسلامی نگارش شد نمایان بود. در این مقاله از زکاوت و تیزهوشی دکتر لاریجانی بهره ها بردم و مقاله با توجه نکات دکتر شهید چندین بار با اصلاحات همراه شد. تذکر ایشان در بخش مولفه های ذاتی قانون و توجه دادن به عدالت نکته جالبی بود که در مقاله مشترک سامان داده شد. قرار بود کار مشترکی بعدی با دکتر درموضوع «ترابط عدالت و قانون گذاری از منظرافلاطون » نگارش شود که توفیق یار نشد در ادامه حجت الاسلام علی راد به بیان نکاتی در خصوص نشست پرداخت. وی بیان کرد که متاسفانه مطالعات رضوی در کشور فاقد نوآوری است. این ایده جنگ شناختی می تواند در سطح فراتر از امام رضا در سیره اهل بیت و انبیا ملاحظه شود. در ادامه بابایی با جمع بندی مطالب بیان داشت که جنگ شناختی در حقیقت امتداد جنگ نرم و به تعبیر جوزف نای جنگ موریانه است و در همه اعصار به شکل های مختلف وجود دارد و مهم شناخت تکنیک مواجه با آن است که در عصر امام رضا، حضرت با روش نرم افزاری و تربیت شاگرد به جنگ شناختی پرداختند. یادآور میشود، مقاله قانون و قانونگذاری در فلسفه افلاطون نوشته علی لاریجانی و قاسم بابایی در فصلنامه حقوق اسلامی دوره 22، شماره 87، زمستان 1404 منتشر شد. انتهای پیام/
مؤلفههای عرضی قانون
تلاش در جداسازی مرجعیت اجرای از مرجعیت علمی
تلاش در مهدسی ساختار ذهنی مردم با قبول ولایت عهدی رد ساختار حکومت بدون دخالت در بدنه دولت
تلاش در اصلاح چارچوب ذهنی مردم در بخش امامت با بیان روایات.
دیدگاهتان را بنویسید