کد خبر: 15799
تاریخ انتشار: اردیبهشت 6, 1405

آمریکا در بن‌بست ژئوپلیتیکی ایران/ پایان توهمات ترامپ!

آمریکا در بن‌بست ژئوپلیتیکی ایران/ پایان توهمات ترامپ!

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از گرگان، در میانه تحولات پیچیده و چندلایه‌ای که امروز در سطح منطقه و نظام بین‌الملل در حال وقوع است، بار دیگر مفاهیم بنیادینی همچون «قدرت ملی»، «انسجام اجتماعی» و «بازتعریف موازنه‌های ژئوپلیتیکی» به مرکز توجه تحلیلگران و ناظران سیاسی بازگشته است. شرایطی که در آن نه‌تنها میدان‌های سنتی قدرت در حال بازآرایی‌اند، بلکه جنگ روایت‌ها و رقابت بر سر ادراک عمومی نیز به یکی از تعیین‌کننده‌ترین عرصه‌های تقابل میان بازیگران تبدیل شده است.

تنگه هرمز به‌عنوان یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های راهبردی جهان، صرفاً یک مسیر ترانزیتی انرژی نیست، بلکه به نمادی از وزن ژئوپلیتیکی و توان اثرگذاری جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شده است؛ نمادی که همزمان نگاه قدرت‌های جهانی، بازارهای انرژی و محافل امنیتی را به خود معطوف کرده و در تحلیل‌های راهبردی جایگاهی فراتر از یک گذرگاه جغرافیایی یافته است.

در سوی دیگر این معادله، آنچه بیش از همه مورد توجه قرار گرفته، نقش عنصر «جامعه و مردم» در شکل‌دهی به ثبات و قدرت درونی کشورهاست. تجربه‌های تاریخی نشان داده‌اند که هیچ راهبرد خارجی بدون در نظر گرفتن پیوندهای اجتماعی درونی، قادر به تحقق اهداف بلندمدت خود نیست. در همین چارچوب، حضور و واکنش اجتماعی مردم در بزنگاه‌های حساس، همواره به‌عنوان یکی از شاخص‌های اصلی سنجش تاب‌آوری ملی شناخته می‌شود؛ شاخصی که در تحلیل تحولات اخیر نیز جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است.

از سوی دیگر، بازتاب این تحولات در سطح بین‌المللی و تغییر تدریجی در ادراک نخبگان سیاسی و دانشگاهی جهان نسبت به جایگاه قدرت‌های بزرگ، نشان‌دهنده ورود به مرحله‌ای جدید از بازتعریف نظم جهانی است؛ مرحله‌ای که در آن مفاهیم سنتی هژمونی، اقتدار و بازدارندگی، در حال مواجهه با چالش‌های جدی و بازخوانی‌های تازه هستند.

‌غلامرضا منتظری، عضو هیئت علمی دانشگاه و نماینده سابق مجلس در گفت وگو با خبرنگار تسنیم در گرگان در واکاوی ابعاد مختلف این تحولات؛ از نقش تنگه هرمز در معادلات قدرت گرفته تا جایگاه مردم در تثبیت اقتدار ملی و همچنین چشم‌انداز تغییرات در نظم بین‌الملل سخن گفت و تاکید کرد که ‌آینده‌ای ‌‌تعیین‌کننده ‌پیش‌روی ایران قرار دارد.

تسنیم: آقای منتظری، در شرایط کنونی، فضای عمومی کشور و این روزهای خاص را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

منتظری: اگر بخواهیم این مقطع را دقیق و بدون شتاب‌زدگی تحلیل کنیم، باید بگوییم با یک «لحظه تاریخی فشرده» مواجه هستیم؛ لحظه‌ای که در آن چندین متغیر مهم سیاسی، اجتماعی، امنیتی و حتی هویتی به‌صورت هم‌زمان فعال شده‌اند و بر یکدیگر اثر می‌گذارند. این شرایط را نمی‌توان صرفاً با شاخص‌های روزمره تحلیل کرد، بلکه باید آن را در چارچوب روندهای بلندمدت و تحولات عمیق‌تری که در بطن جامعه و نظام بین‌الملل در حال شکل‌گیری است، فهم کرد.

آنچه در خیابان‌ها و فضای اجتماعی کشور مشاهده می‌کنیم، صرفاً یک واکنش هیجانی یا مقطعی نیست، بلکه نشانه‌ای از «تراکم سرمایه اجتماعی» و فعال شدن آن در یک بزنگاه حساس است. این شب‌ها و روزها به‌واقع به یک «تصویر ماندگار تاریخی» تبدیل خواهند شد؛ چرا که در آن، مردم نه‌تنها به‌عنوان تماشاگر، بلکه به‌عنوان کنشگر فعال در صحنه حضور دارند.

از منظر جامعه‌شناختی، این وضعیت را می‌توان نوعی بازتعریف رابطه مردم و حاکمیت نیز دانست؛ جایی که اعتماد، همبستگی و احساس مسئولیت مشترک، به‌صورت عینی خود را نشان می‌دهد. این همان مؤلفه‌ای است که در بسیاری از کشورها در شرایط بحران دچار فرسایش می‌شود، اما در ایران، در مقاطع خاص، تقویت می‌شود و به یک مزیت راهبردی تبدیل می‌گردد.

تسنیم: شما به نقش تنگه هرمز اشاره کردید. این منطقه در شرایط فعلی چه جایگاهی در معادلات جهانی پیدا کرده است؟

منتظری: تنگه هرمز را باید از سه منظر تحلیل کرد: ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک. از منظر ژئوپلیتیک، این تنگه یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های جهان است که کنترل و مدیریت آن، به‌طور مستقیم بر امنیت منطقه‌ای و حتی جهانی تأثیر می‌گذارد. از منظر ژئواکونومیک، بخش قابل توجهی از انرژی جهان از این مسیر عبور می‌کند و هرگونه تغییر در وضعیت آن، پیامدهای گسترده اقتصادی به‌دنبال دارد.

اما آنچه امروز اهمیت بیشتری پیدا کرده، بعد ژئواستراتژیک این تنگه است. تنگه هرمز اکنون به یک «اهرم قدرت» برای جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است؛ اهرمی که نه‌تنها در میدان نظامی، بلکه در عرصه دیپلماسی و حتی در حوزه جنگ روانی نیز کارکرد دارد.

تمرکز رسانه‌ها و تحلیل‌گران جهانی بر این منطقه، نشان‌دهنده آن است که تنگه هرمز از یک موقعیت جغرافیایی صرف، به یک «نماد قدرت ملی» ارتقا یافته است. این یعنی ایران توانسته ظرفیت‌های جغرافیایی خود را به ابزارهای مؤثر در معادلات قدرت تبدیل کند؛ موضوعی که در ادبیات راهبردی، یک دستاورد بسیار مهم محسوب می‌شود.

تسنیم: برخی تحولات اخیر را نشانه عقب‌نشینی آمریکا می‌دانند. این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

منتظری: برای تحلیل این موضوع باید از سطح ظاهر عبور کنیم. عقب‌نشینی در ادبیات سیاسی صرفاً به معنای ترک میدان نیست، بلکه می‌تواند به شکل تغییر در لحن، تعدیل در اهداف، یا حتی جست‌وجوی مسیرهای جایگزین نیز بروز پیدا کند.

آنچه امروز مشاهده می‌کنیم، نوعی «تغییر در رفتار راهبردی» از سوی آمریکا است. کشوری که پیش‌تر با ادبیات تهاجمی و مبتنی بر تهدید سخن می‌گفت، اکنون ناچار شده وارد فاز محاسبه مجدد شود. این تغییر، نشانه‌ای از آن است که داده‌های میدانی و واقعیات صحنه، با برآوردهای اولیه آن‌ها همخوانی نداشته است.

به بیان دقیق‌تر، آمریکا با یک «شکست در محاسبه» مواجه شده است. آن‌ها تصور می‌کردند می‌توانند با فشارهای ترکیبی، ایران را در موقعیت ضعف قرار دهند، اما با یک متغیر تعیین‌کننده مواجه شدند؛ متغیری به نام «اراده ملی». این اراده، معادلات را به‌هم زد و آن‌ها را وادار به بازنگری در رفتارشان کرد.

تسنیم: نقش مردم در این معادله تا چه اندازه تعیین‌کننده بوده است؟

منتظری: اگر بخواهیم واقع‌بینانه صحبت کنیم، باید بگوییم که بدون حضور مردم، هیچ‌یک از این دستاوردها قابل تحقق نبود. مردم در این مقطع، نقش «تثبیت‌کننده» و «جهت‌دهنده» به تحولات را ایفا کردند.

در بسیاری از الگوهای جنگی مدرن، تلاش می‌شود از طریق فشارهای بیرونی، جامعه هدف دچار شکاف و واگرایی شود. این همان سناریویی است که در بسیاری از کشورها جواب داده است. اما در ایران، شاهد یک پدیده معکوس هستیم؛ یعنی فشار بیرونی نه‌تنها باعث واگرایی نشده، بلکه به همگرایی بیشتر منجر شده است.

این حضور، یک پیام چندلایه دارد؛ از یک سو به دشمن نشان می‌دهد که جامعه از درون منسجم است و امکان بهره‌برداری از شکاف‌های داخلی وجود ندارد، و از سوی دیگر، به نخبگان داخلی این پیام را منتقل می‌کند که پشتوانه اجتماعی برای تصمیم‌گیری‌های بزرگ وجود دارد.

در واقع، مردم با حضور خود، «هزینه‌های اقدام علیه ایران» را به‌شدت افزایش داده‌اند. این همان نقطه‌ای است که بسیاری از محاسبات دشمن را برهم زده است.

تسنیم: شما از فروپاشی ابهت آمریکا سخن گفتید. این مسئله را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟

منتظری: ابهت در نظام بین‌الملل، بیش از آنکه یک واقعیت عینی باشد، یک «ادراک جمعی» است؛ یعنی تا زمانی که دیگران یک قدرت را شکست‌ناپذیر تصور کنند، آن قدرت می‌تواند بدون استفاده از تمام ظرفیت‌های خود، اثرگذاری داشته باشد.

آنچه امروز در حال رخ دادن است، آسیب دیدن همین ادراک است. وقتی یک قدرت بزرگ در برابر یک کشور، دچار تردید، عقب‌نشینی یا تغییر رفتار می‌شود، این تصویر ذهنی ترک برمی‌دارد.

این مسئله فقط برای ایران اهمیت ندارد، بلکه سایر کشورها نیز آن را رصد می‌کنند. وقتی این تصور ایجاد شود که می‌توان در برابر یک قدرت بزرگ ایستاد، نظم موجود دچار تغییر می‌شود. به همین دلیل است که می‌گوییم این تحولات، فقط یک رویداد منطقه‌ای نیست، بلکه می‌تواند پیامدهای جهانی داشته باشد.

تسنیم: در داخل آمریکا نیز نشانه‌هایی از بحران دیده می‌شود. این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

منتظری: بله، این یکی از ابعاد مهم ماجراست. وقتی یک کشور در سیاست خارجی با چالش مواجه می‌شود، این چالش معمولاً به داخل نیز منتقل می‌شود. در آمریکا، ما با نوعی «فرسایش اجماع» مواجه هستیم.

اختلاف‌نظرها در میان نخبگان، کاهش اعتماد عمومی به تصمیم‌گیران، و افزایش انتقادات رسانه‌ای، همگی نشانه‌هایی از این وضعیت هستند. این موضوع نشان می‌دهد که تصمیمات اتخاذشده، از پشتوانه قوی داخلی برخوردار نیستند.

در چنین شرایطی، ادامه مسیر برای هر دولتی دشوار خواهد بود؛ چرا که هم در خارج با فشار مواجه است و هم در داخل با چالش مشروعیت.

تسنیم: به سه ضلع خیابان، میدان و دیپلماسی اشاره کردید. این سه چگونه با هم پیوند می‌خورند؟

منتظری: این سه ضلع، در واقع اجزای یک «مثلث قدرت» هستند. خیابان، نماد سرمایه اجتماعی و پشتوانه مردمی است. میدان، نماد قدرت سخت و توان دفاعی است. و دیپلماسی، ابزار تبدیل این دو به دستاوردهای سیاسی است.

اگر هر یک از این اضلاع دچار ضعف شود، کل ساختار آسیب می‌بیند. اما وقتی این سه به‌صورت هماهنگ عمل کنند، یک قدرت ترکیبی شکل می‌گیرد که بسیار اثرگذارتر از قدرت‌های تک‌بعدی است.

در شرایط فعلی، ما شاهد نوعی هم‌افزایی میان این سه ضلع هستیم. این هم‌افزایی، همان عاملی است که باعث شده ایران در موقعیت برتری قرار بگیرد.

تسنیم: در پایان، چه توصیه‌ای به مسئولان در این شرایط دارید؟

منتظری: مهم‌ترین نکته این است که این سرمایه اجتماعی به‌درستی مدیریت و حفظ شود. مردم با حضور خود، یک پشتوانه بزرگ ایجاد کرده‌اند، اما این پشتوانه نیازمند پاسخگویی است.

مسئولان باید از این فرصت برای حل مسائل اساسی کشور، به‌ویژه در حوزه اقتصاد و معیشت استفاده کنند. اگر این پیوند میان مردم و کارآمدی تقویت شود، کشور می‌تواند از این مقطع به‌عنوان یک سکوی جهش استفاده کند.

در غیر این صورت، ممکن است این فرصت به‌مرور تضعیف شود. بنابراین، قدرشناسی واقعی از مردم، در عمل و در بهبود شرایط زندگی آن‌ها معنا پیدا می‌کند، نه صرفاً در بیان و شعار.

انتهای پیام.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *