کد خبر: 26070
تاریخ انتشار: مهر 6, 1405ترانس تا شالیزار؛ برق چگونه پای تولید برنج گیلان میایستد؟
خبرگزاری تسنیم، رشت – در گیلان، برق فقط برای روشن کردن خانهها و چرخاندن ماشینآلات صنعتی نیست؛ بخشی از مسیر تولید برنج نیز به این انرژی وابسته است؛ از پمپهایی که آب را به شالیزار میرسانند تا شالیکوبیها و خشککنهایی که پس از برداشت باید شلتوک را در کوتاهترین زمان فرآوری کنند؛ زنجیرهای که مدیریت مصرف برق را به مسئلهای فراتر از کاهش چند کیلووات مصرف تبدیل کرده است. گیلان با حدود 238 هزار هکتار اراضی زیر کشت برنج، یکی از قطبهای اصلی تولید این محصول در کشور محسوب میشود و پیشبینی شده است امسال بیش از یک میلیون و 150 هزار تن شلتوک در استان برداشت شود. در همین حال، صدها ایستگاه پمپاژ و چاه برای تأمین آب مزارع فعال هستند و بخش قابل توجهی از زیرساخت آبرسانی کشاورزی به برق وابسته است. این وابستگی یک مسئله مهم را پیش روی مدیریت انرژی استان قرار میدهد؛ چگونه میتوان در روزهای اوج مصرف، بار شبکه برق را کنترل کرد و همزمان اجازه نداد مدیریت مصرف به آبرسانی مزارع و فرآوری محصول کشاورزی آسیب بزند؟ وقتی آب شالیزار به برق وابسته است در آغاز فصل کشاورزی امسال، بیش از 150 دستگاه ترانسفورماتور برای راهاندازی پمپاژها و تأمین برق کانالهای آبرسانی در شهرستان لنگرود وارد مدار شد. کریم سجودی، رئیس اداره توزیع برق لنگرود، با اعلام این خبر گفته بود روزانه حدود چهار تا پنج ترانس توسط چهار اکیپ عملیاتی نصب و راهاندازی شده و در آن مقطع حدود 99 درصد پمپاژهای مورد نیاز شهرستان فعال شده بود. این آمار تصویری روشن از وابستگی بخشی از کشاورزی گیلان به شبکه برق ارائه میکند؛ پمپ آب برای کشاورز صرفاً یک وسیله برقی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت رساندن آب به زمین است و اختلال در برق آن میتواند به معنی اختلال در آبرسانی باشد. از همین رو، مدیریت مصرف در این بخش نمیتواند تنها با منطق «کمتر مصرف کن» تعریف شود؛ زمان مصرف نیز اهمیت دارد. مدیریت مصرف یعنی جابهجایی زمان مصرف یکی از راهکارهایی که در مدیریت بار بخش کشاورزی گیلان مورد استفاده قرار گرفته، تغییر زمان فعالیت پمپهاست. در لنگرود، برنامه مدیریت مصرف پمپهای کشاورزی در سال جاری نسبت به سال قبل تغییر کرد و ساعات فعالیت تجهیزات با هدف کاهش فشار بر شبکه در زمانهای حساس مدیریت شد. تجربهای که نشان میدهد مدیریت مصرف لزوماً به معنای متوقف کردن فعالیت نیست، بلکه میتواند به معنای انتقال مصرف از ساعات اوج به زمانهای مناسبتر باشد. این رویکرد زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم شبکه آب کشاورزی نیز برای مدیریت منابع محدود آب، برنامه زمانبندی دارد. وحید خرمی، مدیرعامل شرکت آب منطقهای گیلان، خرداد امسال اعلام کرد آبگذاری شبکه سد سفیدرود با الگوی 8 روز وصل و 4 روز قطع انجام میشود و بیش از 238 هزار هکتار اراضی شالیزاری استان از طریق شبکههای اصلی و کانالهای آبرسانی مدیریت میشوند. در نتیجه، کشاورزی گیلان با دو برنامه مدیریتی همزمان مواجه است؛ از یک سو آب باید بر اساس برنامه منابع آبی به مزارع برسد و از سوی دیگر مصرف برق تجهیزات پمپاژ باید با وضعیت شبکه برق هماهنگ شود. هرچه این دو برنامه هماهنگتر باشند، امکان مدیریت همزمان آب و انرژی نیز بیشتر خواهد شد. یک میلیون و 150 هزار تن شلتوک در انتظار شبکه تولید اهمیت این موضوع فقط به مرحله آبیاری محدود نمیشود. بر اساس اعلام رئیس سازمان جهاد کشاورزی گیلان، پیشبینی شده است امسال بیش از یک میلیون و 150 هزار تن شلتوک در استان برداشت شود. برای تأمین آب کشاورزی نیز 179 ایستگاه پمپاژ و 998 حلقه چاه در مدار قرار گرفتهاند که مجموع ظرفیت تأمین آب آنها حدود 200 میلیون مترمکعب اعلام شده است. بنابراین برق مورد نیاز پمپاژها بخشی از یک زنجیره بزرگتر است؛ زنجیرهای که از تأمین آب آغاز میشود و در نهایت به تولید محصول غذایی میرسد. این مسئله اهمیت مدیریت مصرف را دوچندان میکند؛ زیرا هدف صرفاً پایین آوردن میزان مصرف برق نیست، بلکه باید میان پایداری شبکه و استمرار تولید تعادل ایجاد شود. ماجرای برق بعد از برداشت تمام نمیشود ممکن است تصور شود با پایان مرحله اصلی آبیاری، نقش برق در تولید برنج نیز کمرنگ میشود؛ اما بخش دیگری از زنجیره تولید درست در زمان برداشت به برق وابسته است. شلتوک تازه برداشتشده رطوبت بالایی دارد و باید در زمان مناسب خشک و فرآوری شود. صالح محمدی، رئیس سازمان جهاد کشاورزی گیلان، با اشاره به رطوبت بیش از 20 درصدی شلتوک تازه برداشتشده تأکید کرده است که تأخیر در فرآیند خشککردن و فرآوری میتواند موجب فعال شدن قارچ و کاهش کیفیت و ماندگاری برنج شود. از همین رو، برای مدرنسازی شالیکوبیها، تعدادی از واحدهای استان برای دریافت تسهیلات خرید ژنراتور و اصلاح زیرساخت برق معرفی شدهاند تا قطعی انرژی کمترین آسیب را به فرآیند تولید و فرآوری وارد کند. اینجاست که مفهوم مدیریت مصرف دوباره تغییر میکند؛ دیگر فقط پمپ آب شالیزار مطرح نیست، بلکه موتور، خشککن و تجهیزات شالیکوبی نیز بخشی از زنجیره مصرف انرژی هستند. گیلان در حال حاضر بیش از 1425 واحد شالیکوبی فعال دارد و بخش قابل توجهی از صنایع تبدیلی استان به فرآوری برنج اختصاص یافته است. بنابراین هرگونه برنامهریزی برای مدیریت مصرف برق در بخش کشاورزی باید مرحله پس از برداشت را نیز در نظر بگیرد. وقتی مصرف کشاورزی از 8 به 5 مگاوات رسید مدیریت بار در بخش کشاورزی فقط یک برنامه روی کاغذ نیست و آمار مصرف برق گیلان نیز اثر آن را نشان میدهد. مسعود صادقی خمامی، مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق گیلان، مرداد امسال اعلام کرد مصرف برق بخش کشاورزی استان از حدود 8 مگاوات در هفته قبل به 5 مگاوات رسیده است. به گفته وی، این کاهش مصرف نتیجه همکاری مشترکان و اجرای برنامههای مدیریت مصرف بوده است. این کاهش را میتوان نمونهای از همان تغییر رویکرد دانست؛ یعنی به جای آنکه تمام فعالیتهای کشاورزی متوقف شود، مصرف در زمان و شرایط مناسبتری مدیریت شود. چنین تجربهای نشان میدهد مشارکت مشترکان کشاورزی میتواند در کاهش فشار بر شبکه مؤثر باشد، مشروط بر اینکه برنامه مدیریت مصرف با نیاز واقعی تولید هماهنگ شود. کنتور هوشمند؛ چشم شبکه بر مصرف کشاورزی یکی از تفاوتهای مدیریت مصرف امروز با سالهای گذشته، ورود داده و فناوری به این فرآیند است. مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق گیلان اعلام کرده است تعداد کنتورهای هوشمند استان از حدود 30 هزار دستگاه به بیش از 260 هزار دستگاه افزایش یافته و 100 درصد بار اداری و کشاورزی و بخش قابل توجهی از بار صنعتی استان رؤیتپذیر و کنترلپذیر شده است. کنتورهای هوشمند امکان ارسال لحظهای اطلاعات مصرف را فراهم میکنند و در کنار تجهیزات محدودکننده مصرف، این امکان را به شرکت توزیع میدهند که میزان مصرف مشترکان را دقیقتر پایش کند. در بخش کشاورزی، این فناوری میتواند یک گام مهم به سمت مدیریت دقیقتر باشد؛ زیرا به جای تصمیمگیری صرفاً بر اساس برآوردهای کلی، امکان مشاهده الگوی واقعی مصرف فراهم میشود. در آینده میتوان از همین دادهها برای شناسایی زمانهای پرمصرف، جلوگیری از همزمانی بارهای سنگین و برنامهریزی دقیقتر فعالیت تجهیزات کشاورزی استفاده کرد. آب و برق؛ دو برنامه که باید به هم برسند مدیریت منابع آب در گیلان نیز به سمت برنامهریزی دقیقتر حرکت کرده است. وقتی شبکه سد سفیدرود بر اساس یک تقویم مشخص آبگذاری میکند و همزمان شرکت توزیع برق برای ساعات فعالیت پمپها برنامه مدیریت بار دارد، هماهنگی این دو برنامه میتواند اهمیت زیادی پیدا کند. اگر زمان رسیدن آب به کانالها و زمان در دسترس بودن برق پمپها با یکدیگر هماهنگ باشند، کشاورز میتواند با اطمینان بیشتری برنامه آبیاری خود را تنظیم کند و شبکه برق نیز فشار کمتری را در ساعات اوج تحمل خواهد کرد. در چنین شرایطی، مدیریت مصرف برق و مدیریت آب دو برنامه جدا از هم نیستند؛ بلکه دو بخش از یک مسئله مشترک یعنی پایداری تولید کشاورزی هستند. راهکار فقط خاموش کردن نیست تجربه گیلان نشان میدهد برای مدیریت مصرف برق در کشاورزی، یک نسخه واحد وجود ندارد. زمانبندی فعالیت پمپها، کاهش همزمانی بارهای سنگین، اصلاح تجهیزات فرسوده، افزایش راندمان موتورهای پمپاژ، توسعه شبکههای آبرسانی، کاهش هدررفت آب، هوشمندسازی کنتورها و تقویت زیرساخت برق شالیکوبیها میتوانند در کنار یکدیگر به کاهش فشار بر شبکه کمک کنند. در کنار این موارد، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر نیز میتواند در بلندمدت بخشی از نیاز انرژی واحدهای کشاورزی و صنایع تبدیلی را تأمین کند. بهویژه در واحدهایی مانند شالیکوبیها که بخش مهمی از مصرف انرژی آنها در یک دوره زمانی مشخص و فشرده اتفاق میافتد، استفاده ترکیبی از شبکه برق، تجهیزات پشتیبان و انرژیهای تجدیدپذیر میتواند بخشی از ریسک توقف فعالیت را کاهش دهد. از ترانس تا شالیکوبی؛ یک زنجیره واحد در ظاهر، ترانسفورماتوری که در روستایی برای پمپ آب نصب میشود، کنتور هوشمندی که مصرف را ثبت میکند و ژنراتوری که برای یک شالیکوبی خریداری میشود، سه موضوع متفاوت هستند؛ اما در واقع همه آنها به یک زنجیره تعلق دارند. آب باید به شالیزار برسد؛ پمپ برای انتقال آب به برق نیاز دارد؛ شلتوک باید در زمان مناسب برداشت شود؛ محصول برداشتشده برای جلوگیری از افت کیفیت باید سریع فرآوری و خشک شود و تمام این مراحل به انرژی پایدار نیاز دارند. از سوی دیگر، شبکه برق نیز در تابستان با محدودیت و افزایش بار مواجه است و نمیتوان بدون مدیریت، همه مصرفها را همزمان در مدار نگه داشت. بنابراین مسئله اصلی، انتخاب میان «برق» و «تولید» نیست؛ مسئله پیدا کردن نقطه تعادل میان این دو است. مدیریت مصرف موفق در کشاورزی گیلان باید بتواند مصرف را از زمان نامناسب به زمان مناسب منتقل کند، مصرف اضافی را حذف کند، تجهیزات کمبازده را اصلاح کند و در عین حال اجازه دهد چرخه تولید متوقف نشود. گیلان با حدود 238 هزار هکتار اراضی زیر کشت برنج، صدها ایستگاه پمپاژ و چاه، بیش از هزار واحد شالیکوبی و زنجیره گستردهای از تولیدکنندگان، نمیتواند مسئله برق را جدا از مسئله کشاورزی ببیند. در این استان، برق فقط یک نهاده برای مصرف نیست؛ بخشی از زیرساخت تولید است. از همین رو، هر کیلووات ساعتی که در زمان مناسب مصرف شود، هر پمپی که با راندمان بالاتر کار کند، هر لیتر آبی که بدون هدررفت به مزرعه برسد و هر شالیکوبی که با زیرساخت انرژی مطمئن فعالیت کند، بخشی از یک روایت بزرگتر است؛ روایتی از اینکه چگونه میتوان همزمان مصرف انرژی را مدیریت کرد و چراغ تولید را روشن نگه داشت. انتهای پیام/



دیدگاهتان را بنویسید