کد خبر: 25122
تاریخ انتشار: شهریور 29, 1405

روایت خون و قلم در بیرجند؛ خبرنگارانی که خودشان خبر شهادت شدند

روایت خون و قلم در بیرجند؛ خبرنگارانی که خودشان خبر شهادت شدند

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، اینجا قرار بود از شهدا بگوییم؛ از پنج خبرنگاری که روزگاری دوربین و قلم را برداشتند و راهی میدان شدند، اما وقتی وارد میدان اجتماعات بیرجند می‌شوی، نخستین چیزی که به چشم می‌آید نه تریبون است و نه جایگاه سخنرانان؛ قاب‌هایی است که آدم‌ها را به چند دهه قبل می‌برند؛ به روزهایی که خبر، فقط چند خط روی کاغذ نبود و گاهی قیمت روایت یک حادثه، جان خبرنگار بود.

صدای همهمه آرام مهمانان با صدای شاتر دوربین‌ها درهم آمیخته است. خبرنگاران یکی پس از دیگری وارد می‌شوند؛ بعضی‌ها گوشی به دست دارند، بعضی دوربین روی دوش انداخته‌اند و عده‌ای هم دفترچه‌ای کوچک در دست گرفته‌اند. انگار اینجا حتی خبرنگارها هم آمده‌اند تا خبرنگارها را روایت کنند.

نخستین اجلاسیه شهدای رسانه خراسان جنوبی به نام پنج شهید رسانه‌ای استان برگزار شده است؛ شهیدان مهدی فرودی، محمدرضا فرهادی، ابوالقاسم تیموری‌نژاد، حسین خدادوست و مهدی فرزوان‌فر. اما نام‌ها روی بنرها باقی نمی‌مانند. پشت هر نام، تصویری از یک آدم است؛ آدمی که روزگاری پشت همین دوربین‌ها ایستاده، قلم زده، دویده، گزارش تهیه کرده و در نهایت، بخشی از زندگی‌اش را در راه همان چیزی گذاشته که امروز ما آن را «خبر» می‌نامیم.

اینجا دوربین‌ها فقط برای ثبت مراسم نیامده‌اند

کمی آن‌طرف‌تر، نمایشگر بزرگی تصاویر شهدای رسانه را نشان می‌دهد. چهره‌هایی جوان از قاب بیرون را نگاه می‌کنند؛ چهره‌هایی که زمان برایشان متوقف شده است. چند نفر ایستاده‌اند و بی‌آنکه حرفی بزنند، تصاویر را تماشا می‌کنند. یکی از خبرنگاران قدیمی آرام می‌گوید: «این تصاویر را که می‌بینم، یاد خیلی چیزها می‌افتم.»

جمله‌اش تمام نمی‌شود. شاید بعضی خاطره‌ها آن‌قدر سنگین‌اند که نمی‌شود آنها را وسط یک مراسم رسمی تعریف کرد. صدای گزارش‌های قدیمی از بلندگو پخش می‌شود. برای چند لحظه، سالن از صدای امروز فاصله می‌گیرد. صدای گزارشگرانی شنیده می‌شود که سال‌ها قبل در میان التهاب و حادثه، روایت می‌کردند. اینجا مرز میان «خبرنگار» و «خبر» محو می‌شود؛ چون آنهایی که روزی خبر را روایت کردند، خودشان تبدیل به بخشی از تاریخ خبر شده‌اند.

خانواده‌هایی که بیشتر از همه سکوت می‌کنند

در گوشه‌ای از میدان اجتماعات، خانواده‌های شهدا نشسته‌اند. در چنین مراسم‌هایی معمولاً صدای تشویق، سخنرانی و موسیقی به گوش می‌رسد، اما نگاه به چهره خانواده شهدا، روایت دیگری دارد. مادران و پدران، همسران و فرزندان شهدا، گاهی به تصاویر روی نمایشگر خیره می‌شوند.

دوربین‌ها ثبت می‌کنند؛ اما بعضی لحظه‌ها انگار برای دوربین نیست. نگاهی طولانی به یک عکس. لبخندی کوتاه. چشمانی که برای چند ثانیه از قاب تصویر فرار می‌کنند. و دوباره سکوت. شاید سال‌ها گذشته باشد، اما برای خانواده‌ها، فاصله میان امروز و روزی که خبر شهادت رسید، به اندازه یک پلک‌زدن است.

خبرنگارانی که این بار سوژه خودشان هستند

در میان جمعیت، خبرنگاران قدیمی را می‌توان دید؛ کسانی که خودشان سال‌ها پشت همین دوربین‌ها و میکروفن‌ها ایستاده‌اند. این بار اما قرار نیست آنها سؤال بپرسند. قرار نیست ضبط‌صوت را روشن کنند و دنبال جمله‌ای برای تیتر بگردند.

اینجا خودشان بخشی از سوژه‌اند. هرچند خبرنگار به‌طور معمول عادت دارد پشت دوربین بایستد، اما در این مراسم گاهی مجبور می‌شود دوربین را پایین بیاورد و چند ثانیه فقط نگاه کند. شاید روایت برخی لحظه‌ها با لنز دوربین ممکن نباشد.

وقتی «قلم» به «سنگر» تبدیل می‌شود

سخنرانان مراسم بارها از نقش رسانه و خبرنگار گفتند؛ از اینکه رسانه فقط انتقال‌دهنده خبر نیست و در بزنگاه‌های تاریخی می‌تواند بخشی از میدان باشد. معاون امور استان‌های سازمان صداوسیما در این مراسم بر اهمیت حضور مردم و روایت رسانه‌ای ایستادگی آنان تأکید کرد و گفت رسانه‌ها باید واقعیت‌های میدان، حضور مردم و رنج خانواده‌های آسیب‌دیده را روایت کنند.

سردار بهروز، فرمانده سپاه انصارالرضا(ع) خراسان جنوبی نیز رسانه را فراتر از یک ابزار انتقال خبر دانست و تأکید کرد که خبرنگاران باید در مسیر روایت حق حرکت کنند. اما بیرون از متن رسمی سخنرانی‌ها، یک واقعیت ساده‌تر خودش را نشان می‌دهد؛ خبرنگار برای روایت کردن، اول باید خودش شاهد باشد.

شاهد لحظه. شاهد آدم‌ها. شاهد رنج. و گاهی شاهد رفتن آدم‌هایی که قرار بوده خودشان راوی حادثه باشند. یک قاب، هزار روایت

در گوشه‌ای از سالن، قاب عکس یکی از شهدا قرار دارد. آدم‌ها از کنار آن عبور می‌کنند. بعضی مکث می‌کنند. بعضی فقط نگاه می‌کنند.

بعضی هم دوربینشان را بالا می‌آورند. شاتر زده می‌شود. یک کلیک. بعد یک کلیک دیگر. همین صدای ساده، ناگهان معنای دیگری پیدا می‌کند.

شاید این همان صدایی باشد که سال‌هاست خبرنگاران با آن زندگی می‌کنند؛ صدای ثبت لحظه‌هایی که قرار است فردا بخشی از حافظه جمعی یک جامعه باشند.

از میدان جنگ تا میدان روایت

در بخشی از مراسم، تصاویر مربوط به حضور خبرنگاران در مناطق عملیاتی پخش می‌شود. آدم‌هایی دیده می‌شوند که در میان دود و آتش، دوربین به دست گرفته‌اند. آنها فقط حادثه را تماشا نمی‌کردند؛ تلاش می‌کردند آن را به کسانی برسانند که کیلومترها دورتر نشسته بودند. امروز شاید ابزارها تغییر کرده باشد. دوربین‌ها کوچک‌تر شده‌اند. خبر در چند ثانیه منتشر می‌شود. شبکه‌های اجتماعی جای بخشی از رسانه‌های سنتی را گرفته‌اند.

اما یک چیز تغییر نکرده است؛ ضرورت روایت درست. همان چیزی که شهدای رسانه با جان خود برایش هزینه دادند.

حاشیه‌ای که شاید متن اصلی باشد

در پایان مراسم، سالن کم‌کم خلوت می‌شود. بنرها هنوز سر جای خود هستند. قاب عکس شهدا هنوز همان‌جاست. اما خبرنگارها یکی‌یکی تجهیزاتشان را جمع می‌کنند. دوربین‌ها داخل کیف می‌روند. میکروفن‌ها خاموش می‌شوند. دفترچه‌ها بسته می‌شوند. خبرنگار هم باید برگردد سراغ خبر بعدی. اما شاید این بار، خبر بعدی کمی متفاوت باشد. چون وقتی از اجلاسیه شهدای رسانه بیرون می‌آیی، دیگر «قلم» فقط یک ابزار کاری نیست.

وقتی تصویر آن پنج شهید را دیده‌ای، وقتی صدای گزارش‌های قدیمی‌شان را شنیده‌ای و وقتی خانواده‌هایشان را از نزدیک دیده‌ای، کلمات وزن دیگری پیدا می‌کنند. اینجا شاید مهم‌ترین حاشیه مراسم، همان چیزی باشد که در هیچ برنامه رسمی نوشته نمی‌شود؛ اینکه خبرنگار، پیش از آنکه روایتگر دیگران باشد، خودش باید بداند چه چیزی ارزش روایت شدن دارد.

شهدای رسانه خراسان جنوبی سال‌ها پیش دوربین و قلم را به زمین گذاشتند، اما روایتشان هنوز تمام نشده است. حالا نوبت نسل دیگری از خبرنگاران است؛ نسلی که باید پشت همان دوربین‌ها بنشیند، همان قلم‌ها را در دست بگیرد و مراقب باشد میان سرعت انتشار خبر و عمق حقیقت، چیزی گم نشود.

شاید این، مهم‌ترین پیام اجلاسیه شهدای رسانه باشد؛ خبر می‌گذرد، اما روایت می‌ماند. و گاهی، یک خبرنگار برای ماندگار کردن یک روایت، چیزی بیشتر از قلم و دوربین خود ندارد.

انتهای پیام/254

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *