کد خبر: 8971
تاریخ انتشار: بهمن 19, 1404

نزاع ایران و آمریکا؛ فراتر از سیاست، در افق تمدن

نزاع ایران و آمریکا؛ فراتر از سیاست، در افق تمدن

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، فرزاد جهان‌بین، استاد دانشگاه شاهد و معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی در یادداشت کوتاهی به رقابت تمدنی ایران و آمریکا پرداخته است:

در سال 97 مقاله‌ای منتشر کردیم با عنوان بررسی و مقایسه مولفه های تمدنی میان ایران و آمریکا. در این مقاله، سوال اصلی این بود که چه مؤلفه‌هایی در رقابت تمدنی میان ایران و آمریکا مؤثر هستند و نتیجه این رقابت بر اساس این مؤلفه‌ها چه خواهد بود؟

مؤلفه‌های تمدنی مورد بررسی 9 مؤلفه بود؛ ایدئولوژی، جغرافیا، انسانی و اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی، سیاست خارجی و علم و فناوری.

به مناسبت افشای اسناد اپستین، خلاصه‌ای از مقاله را تقدیم می‌کنم.

مقاله «بررسی و مقایسه مؤلفه‌های تمدنی میان ایران و آمریکا» با رویکردی کلان‌نگر، رقابت میان دو کشور را نه صرفاً در سطح سیاسی یا ژئوپلیتیکی، بلکه در افق تمدنی تحلیل می‌کند. نویسندگان بر این باورند که نزاع ایران و آمریکا، ریشه در دو الگوی متفاوت از «زیست تمدنی» دارد: تمدن مدرنِ لیبرال ـ سرمایه‌داری از یک‌سو و پروژه تمدن نوین اسلامی از سوی دیگر.

در بعد ایدئولوژیک، آمریکا بر پایه لیبرالیسم، فردگرایی و سکولاریسم  و سلطه‌طلبی شکل گرفته است؛ ایدئولوژی‌ای که با جهانی‌سازی ارزش‌های خود، در پی هژمونیک‌کردن نظم لیبرال است. در مقابل، ایران حامل ایدئولوژی دینی ـ انقلابی است که بر عدالت، معنویت، استقلال و نفی سلطه تأکید دارد. همین تعارض بنیادین ایدئولوژیک، بستر اصلی رقابت تمدنی دو کشور را می‌سازد.

از منظر جغرافیایی و ژئوپلیتیکی، آمریکا با وجود فاصله از کانون‌های بحران، از امنیت سرزمینی بالا و امکان مداخله فرامنطقه‌ای برخوردار است، اما ایران در قلب یکی از حساس‌ترین مناطق جهان قرار دارد؛ موقعیتی که اگرچه تهدیدزا بوده، اما هم‌زمان ظرفیت تمدنی و تاریخی ویژه‌ای برای اثرگذاری منطقه‌ای ایجاد کرده است.

در حوزه سیاسی، آمریکا نماینده نظم تثبیت‌شده جهانی است؛ دارای شبکه گسترده نهادهای بین‌المللی، ائتلاف‌ها و ابزارهای فشار. ایران اما بازیگری چالش‌گر است که تلاش می‌کند نظم موجود را به چالش بکشد و گفتمانی بدیل ارائه دهد. همین امر باعث شده ایران، علی‌رغم محدودیت‌های ساختاری، نقش گفتمانی پررنگی در میان جریان‌های ضد سلطه ایفا کند.

در بعد اقتصادی، برتری آمریکا آشکار است. اقتصاد بزرگ، فناوری پیشرفته و توان نظامی فراگیر، آمریکا را در مؤلفه‌های سخت تمدنی در موقعیت مسلط قرار داده است. در مقابل، ایران با محدودیت‌های اقتصادی و فشارهای بیرونی مواجه است و در این حوزه‌ها در موقعیت نابرابر قرار دارد.

اما نقطه کانونی مقاله، تأکید بر مؤلفه‌های نرم تمدنی است؛ جایی که معادله به‌طور کامل به نفع آمریکا بسته نمی‌ماند. در حوزه فرهنگی، انسانی ـ اجتماعی و علمی، نویسندگان معتقدند آینده رقابت تمدنی بیش از گذشته به این مؤلفه‌ها وابسته خواهد بود. آمریکا با وجود قدرت رسانه‌ای و فرهنگی گسترده، با بحران‌های معنایی، فروپاشی انسجام اجتماعی و فرسایش سرمایه اخلاقی مواجه است. در مقابل، ایران با اتکا به فرهنگ دینی، سرمایه اجتماعی مقاومت، و ظرفیت تولید معنا، از امکان تمدن‌سازی نرم برخوردار است.

در عرصه علم و فناوری نیز اگرچه آمریکا پیشتاز است، اما ایران نشان داده که با وجود فشارها، توان بومی‌سازی علم و پیوند آن با هویت و نیازهای تمدنی را دارد؛ امری که در صورت تداوم، می‌تواند به مزیت راهبردی بدل شود.

در مجموع، مقاله نتیجه می‌گیرد که اگر رقابت تمدنی صرفاً بر پایه مؤلفه‌های سخت سنجیده شود، آمریکا دست بالا را دارد*؛ اما از آنجا که تحولات آینده بر محور قدرت نرم، معنا، فرهنگ و انسان‌سازی پیش می‌رود، ایران از ظرفیت‌های تمدنی قابل‌توجهی برخوردار است و آمریکا دچار بحران‌های فزاینده ای است و تمدن نوین اسلامی از این منظر جذابیت‌های بالایی دارد. نزاع ایران و آمریکا نه نزاعی مقطعی، بلکه رقابتی بلندمدت بر سر «تعریف آینده جهان» است.

پی نوشت:

*: امروز قدرت بازدارندگی ایران به واسطه جنگ نامتقارن، بسیار بالاست.

انتهای پیام/

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *